در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از
دوست داشتنت بر نمیدارد!
با تو قدم میزند
حرف میزند
میخندد
شعر میخواند
قهوه میخورد
فقط نمیتواند
در آغوش بگیردت ...
به گمانم
همین بی آغوشی
او را
خواهد کشت ...
"مریم قهرمانلو"
ما را در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 15:19
تو نیستی
و هنوز مورچه ها
شیار گندم را دوست دارند
و چراغ هواپیما
در شب دیده می شود
عزیزم
هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرد
از ریل خارج نمی شود..
غلامرضابروسان
پ.ن: این شعرها دیگر کفاف دلم را نمیدهد.. من بعد از این به جای شعر، فقط گریه میکنم!!
پ.ن۱: یک روز در آغوش دریا غرق خواهم شد..
تمام من که تویی امتداد خواهد یافت...ما را در سایت تمام من که تویی امتداد خواهد یافت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: يکشنبه 10 شهريور 1398 ساعت: 15:19